مرتضى راوندى

138

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و شرح وقايعى كه منجر به قتل امام حسين ( ع ) شد ، مردم ندبه و زارى مىكنند . همين مراسم روزها در مساجد و شبها در جاهاى عمومى و بعضى خانه‌ها كه با چراغهاى فراوان و علامات عزادارى و پرچمهاى سياه مشخّص شده‌اند ، تكرار مىشود . روضه‌خوانى با شدّت هرچه تمامتر ادامه دارد و مستمعين با صداى بلند گريه و زارى مىكنند ، بخصوص زنان به سينهء خود مىكوبند و با نهايت حزن و اندوه و همه با هم آخرين بند مرثيه‌يى را كه خوانده مىشود تكرار مىكنند و مىگويند آه حسين . . . شاه حسين . . . روز دهم ماه محرّم يعنى روز قتل ، از تمام اطراف ، محلّات اصفهان دسته‌هاى بزرگى با بيرق و علم و اسبها و سلاحهاى مختلف به راه مىافتند . چندين شتر و اسب حامل بچه‌هاى امام حسين ( ع ) و تابوت به چشم مىخورد . علاوه بر اين عده‌يى بر روى طبقهاى خود تابوت و اشياء ديگر را حمل مىكنند و با آهنگ سنخ و ناى ، دور خود مىچرخند و پاىكوبى مىكنند . دورتادور حاملين طبق را عدّه‌يى چوبدار گرفته‌اند كه ممكن است براى تقدّم و تأخّر و مبارزه‌جويى وارد جنگ و نزاع شوند . اينها معتقدند اگر كسى ضمن دعوايى كشته شود ، يكسر به بهشت خواهد رفت . » سپس پيترو مىنويسد : « با تمام مساعى عدّه‌يى از وزرا و زمامداران و سربازان همه ساله در جلوى قصر شاهى و خيابانهاى ديگر ، در نتيجهء زد و خورد جماعتى با سر و دست شكسته به خانه‌هاى خود مىروند و شب قبل از قتل ، پيكر عمر و عدّه‌يى از دشمنان حسين ( ع ) را آتش مىزنند و به آنان و پيروانشان كه تركها و سنّىها هستند ، لعن و نفرين مىفرستند . » « 1 » پس از آنكه بساط حكومت شاه سلطان حسين برچيده شد ، افاغنهء سنّى مذهب نيز نسبت به شيعيان و اقليتهاى مذهبى روشى خصمانه پيش گرفتند . محمود و اشرف در دوران كوتاه فرمانروايى خود ، زمام امور روحانى و مذهبى را به دست روحانى جاهل و متعصّبى به نام ملّا زعفران سپردند . اين مرد مغرض « به محض ورود به اصفهان ، نخست فتوا داد كه اصفهانيها و همهء مردم ايران رافضىاند و رفضه كافرند و به استناد اين حكم ، رقبات دفترى صفويّه را كه تشخيص قرار دولتى و اربابى و موقوفه را به درستى معلوم مىكرد و در چهل ستون ضبط بود ، به زاينده‌رود افكندند . . . » « 2 » اقليّت ارمنى : در جريان حملهء محمود افغان به ايران ، اقليّت ارمنى رنج فراوان ديد ، از جمله محمود ، غرامتى بالغ بر هفتاد هزار تومان بر ارمنيان جلفا ، نهاد كه 17 هزار تومان آن را نقد دريافت كرد و باقى را سند گرفت و چون در موعد مقرّر 70 هزار تومان را

--> ( 1 ) . سفرنامهء پيترو ، پيشين ، از ص 23 به بعد . ( به اختصار ) ( 2 ) . دستور الملوك ، مجلّهء دانشكدهء ادبيّات ، سال 16 ، ص 497 .